تبليغاتX
صدای جوان ایرانی
حالا که آمدی چترت را ببند در ایوان این وبلاگ جز مهربانی نمی بارد

بنام خداوند...

سلام بر دوستان همیشه همراه

امیدوارم حالتون خوب باشه.

ار تغیر و تحولات چه خبر؟؟!!؟

نشانی...

برنامه ای که همیشه دوست داشتنی بوده از ابتدا و تا امروز

روزنامه ی نشانی تنها روزنامه ی صوتی ایران...

شاید در طول هفته ای که گذشت برنامه ی نشانی با سردبیریه نادر ختایی عزیز و مشاور مهدی شاهرضایی شنیده باشید.

برنامه ی نشانی تابستان با همکاری: نادر ختایی ، مهدی شاهرضایی، رضا رفیع، خلیل جوادی و نیلوفر لاری پور، با اجرای استاد مهران دوستی(هر هفته) در روزهای گرم تابستان ساعت 17-15 از شبکه ی جوان صدای ایران .

درسته که تحول و تغیر در برنامه نشانی باعث شده روند برنامه عوض بشه اما من فکر میکنم حضور این آدمها کنار هم می تونه باعث بشه برنامه خیلی خیلی جذاب و شنیدنی باشه

به امیدو بهتر شدن هر چه بیشتر رادیو جوان!

 و در آخر14 تیر روز قلم  هم به همه ی کسایی که عاشق قلم و نوشته و نوشتن هستن تبریک میگم

یادگاری این پست متنی ست از جبران خلیل جبران:

یادگاری:

 

ای شکستها و ای نا امیدی های من !

ای تنهایی ها و ای گوشه نشینی های من !

شما نزد من از هزار پیروزی عزیز تر هستید و در دل من از افتخارات همه ی شهراها شیرین تر.

ای شکستها و ای نا امیدی های من !

ای شناخت من نسبت به خود و ای یافتن خواری من !

من به وسیله ی ما دانستم که هنوز یک جوان خطا کار هستم و دیگر تاج آلاله های پژمرده و فانی مرا فریب نمی دهند. من به وسیله ی شما به تنهایی و گوشه نشینی رسیدم و طعم گریختن و خوار شدن را چشیدم.

ای شکستها و ای نا امیدی های من !

ای شمشیر برّنده و ای جوشن درخشان من !

در چشمان شما چنین خوانده ام که:

هرگاه انسان بر تخت سلطنت نشیند، برده می شود و هرگاه مردم از درونش آگاه شوند، کتاب عمرش بسته می شود و هرگاه به اوج کمال برسد، به قتل می رسد !

ا نسان مانند میوه ایست که هرگاه برسد بر زمین می افتد و زیر پا له می شود.

ای شکستها و ای نا امیدی های من !

ای دوست دلاور محبوب من ! تو تنها کسی هستی که سرود ها و فریاد ها و سکوت های مرا می شنوی و جز تو کسی با من از تپش بالها و بانگ دریا ها و صدای انفجار آتشفشان ها در ظلمات شب سخن نخواهد گفت.

تو تنها کسی هستی که از صخره های مرتفع درونم بالا می روی .

ای شجاعت نامیرای من !

در هنگام طوفان با من خواهی خندید و گورهایی برای آنان که از من و تو می میرد حفر خواهیم کرد و با عزم و استواری در برابر چهره ی خورشید خواهیم ایستاد تا شکوهمند و خوفناک باشیم..!

 

 

تا بعد زیر نور ماه در امان باشی

+ نوشته شده در  پنجشنبه سیزدهم تیر 1387ساعت 15:35  توسط فائقه تاجیک | 
پسرکی از مادرش پرسید:مادر چرا گریه میکنی؟

مادر فرزندش را در آغوش گرفت و گفت: نمی دانم عزیزم نمیدانم.

پسرک نزد پدرش رفت و گفت: بابا چرا مادر همیشه گریه می کند او چه می خواهد؟!

پدرش تنها دلیلی که به ذهنش رسید این بود که همه ی زنها  راحتی  گریه می کنند بی هیچ دلیلی.

پسرک بزرگ شد ولی هنوز از اینکه زن ها به راحتی به گریه می افتند متعجب بود.

یک بار در خواب دید که دارد با خدا صحبت می کند از خدا پرسید: خدایا چرا زن ها این همه گریه می کنند؟

خدا جواب داد من زن را یه شکل وبژه ای آفریده ام. به شانه های او قدرتی دادم تا بتواند سنگینی زمین را تحمل کند.به بدنش قدرتی دادم تا بتواند فرزند را به دنیا بیاورد. به دستانش قدرتی دادم که حتی اگر همه کسانش دست از کار بکشند او به کار ادامه دهد به او احساسی دادم تا با تمام وجود به فرزندانش عشق بورزد حتی اگر بارها او را اذیت کنند.

به او اشکی دادم تا هر هنگام که خواست فرو بریزد .این اشک را منحصرا برای او خلق کرده ام تا هرگاه نیاز داشته باشد بتواند از آن استفاده کند.

زیبایی یک زن دز ظاهرش نیست!

زیبایی یک زن را باید در چشمانش جستجو کرد. زیرا تنها راه ورود به قلبش آنجاست...

ولادت حضرت فاطمه و روز زن به همه ی مسلمانهای ایران

مخصوصا به همه ی مادرهای عزیز تبریک میگم

مادرم

تو که پناه تمام بی کسی هام بودی

تو که اولین آغوش ارام شدنم بود

 تو که همیشه بهترین بودی

هر چند من بد بودم

هرچند گاهی یادم میرفت دوستت دارم را برایت هربار بلندتر فریاد کنم

مادرم

عزیزم

روزت مبارک 

 

+ نوشته شده در  سه شنبه چهارم تیر 1387ساعت 8:47  توسط فائقه تاجیک | 
سلام

یه سلام گرم تابستون پسند به همه ی تابستون دوستای عزیز

یه سلام پر انرژی به همه ی عزیزان همیشه همراه

این روزا چه خبر؟!!

این روزا چی شده؟!!

این روزا کنتر قلمو بدست میگیرم مینویسم!!!!

رادیوم خاموشه!!!

وبلاگای بچه های حلقه ی وب بروز نمیشه!!!

این روزا یه چیزایی میشنویم.

حامد جوادزاده میخواد بره!!!!

پارازیت اون پارازیت همیشگی نیست!

شبم تار شده!!سیاه و سفید!!!

کامنت بازیه بچه ها کم شده.

دکتر احمدی قرار جواب سوالهامون بدن!

یه روز گفتم ما حلقه ی محکمی داریم.حلقه ای که هنوزم هست.حلقه ای که همون دوسش داریم.

وقتی تیم ملی فوتبال ایران بازی داره،صدای حامدجوادزاده و امیرحسین بابازاده و آقای منفرد  هیجان انگیزه .جذابیت گزارششون و اینکه چند دقیقه ای از تلوزیون زودتر گزارش میکنن باعث میشه بازم فوتبال از رادیو جوان گوش بدم

این جا هنوز "صدای جوان ایرانیه"

 

یـــــادگـاری: 

شد زین همه پیوند در این حلقه دلم شاد

ایمیل تو را دیدم و میلم به تو افتاد...

(بیتی از نادر ختایی که در دومین جلسه حلقه ی وب خودشون قرائت کردند)

 

تا بعد زیر نور ماه در امان باشی

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و هشتم خرداد 1387ساعت 11:20  توسط فائقه تاجیک | 
سلام

این روزا نهمین جشنواره رادیو

میگن هنوزم قرار شنیده بشیم!!!؟!

رادیو هنوزم ساحل آرامش قلب پر تلاطممه!!!

عمر چه زود میگذره....

دلم برای خودم تنگ شده!!!

این هفته کل باشگاه دانشمندان جوان گوش دادم

آفتاب کو؟؟؟؟؟؟؟

این روزا هنوزکه هنوز از خودم می پرسم چرا؟؟؟؟آره چرا دیگه دکتر گیل ابادی رئیس فیروزه ایه ما نیست ؟؟؟

هنوز بچه های حلقه ی وب هستن

هنوز ما هستیم

رادیو جوان هنوز رادیو جوانه....

امشب موج رادیومو روی رادیو فرهنگ تنظیم کردم....

هوا خیلی گرمه

ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

این اپم یعنی کلی دلم گرفته

از خیلی چیزا

معلوم نیست؟؟؟؟؟؟

ـــــــــــــــــــــــــ

یـــــــادگـاری:

زندگی یعنی یک سار پرید

از چه دلتنگ شدی؟

دلخوشیها کم نیست

مثلا این خورشید،کودک پس فردا،کفتر آن هفته

یک نفر دیشب مرد

و هنوز نان گندم خوب است

و هنوز آب میریزد پایین

اسبها مینوشند.....

 

تا بعد زیر نور ماه در امان باشی

+ نوشته شده در  سه شنبه سی و یکم اردیبهشت 1387ساعت 2:33  توسط فائقه تاجیک | 
وقتی هوای وبلاگ نویسی به سرم زد،وقتی که یه روزی با همه ی شوقی که برای رادیو جوان داشتم یه وبلاگ ساختم،تمام دلخوشیم"صدای جوان ایرانی" بود!

وقتی که از رادیو خیلی چیزا یاد گرفتم،وقتی جوونی کردم،بغض کردم ،خندیدم،اشکام آروم گونه هامو تر کرد،

وقتی که آرزوی  تسنیم ،همه ی فکر و خیالم شد،وقتی که توی عظمت حرفای دکتر گیل آبادی غرق شدم،وقتی جشنواره تجلیل از پیرغلامان از تلوزیون دیدم،وقتی دلم ندیده برای کاظمین و کربلا توی شبا بهاری پر کشید،وقتی یه روز نوشتم"حلقه وب هست، دکتر هست ،ما هستیم،!

هیچ وقت دلم نمیخواست رادیو جوانو بدون دکتر ببینم!

رادیوی جوان من همش با دکتر گیل ابادی معنا پیدا میکرد.

با خوش فکریه ایشون.با حرفای قشنگشون که آدم خیلی چیزا ازش یاد میگیره

رادیوی من فقط با دکتر گیل آبادی معنی داشت

"خيلي هم تفاوت نمي‌كند كه چه كسي مي‌خواهد بيايد، برود و يا بماند. بالاخره روزي هم زمان رفتن من فرا مي‌رسد"

وقتی که این حرفای دکتر گیل ابادی میخوندم،ترسیدم!آره ترسیدم از اینکه نکنه یه روزی بیاد که دکتر بره!

انقدر ترسیدم که حتی برای این پست نظری هم نذاشتم.

ولی باید میدونستم نباید از چیزی ترسید،چون اگه از یه چیزی بترسی زود به سراغت میاد!!!!!

آره دکتر رفت.دکتر گیل آبادی ای که حرفاش همیشه توی گوشمه.

دکتر گیل آبادی ای که با رادیو جوان بهم جوونی کردن یاد داد.

هر سلامی یک خداحافظی ای با خودش داره

و خداحاظی یعنی انتظار برای گفتن سلام مجدد!

خداحاظی یعنی شروعی دوباره،یعنی نقطه سر خط!!!!

امیدوارم دکتر گیل آبادی هرجا که هستن سالم و شاد و موفق تر از گذشته باشن و باقی بمونن!

امیدوارم یادشون نره که ما چقدر دوسشون داریم

امیدوارم بچه های حلقه ی وب یادشون نره

امیدوارم یه روز باز هم به رایدو جوان برگردن

و امیدوارم جناب مسعود احمدی جایگزین خوبی برای دکتر باشن

به اقای دکتر شهرام گیل آبادی و اقای احمدی مسئولیت های جدیدیشونو تبریک میگم و امیدوارم بهتر از قبل باشن

یا دگاری این پست چند بیت از شعر دکتر گیل آبادی مینویسم که توی دومین جلسه حلقه ی وب خوندن

یـــــــادگـاری:

من همون خاک سیاهم به ضریح دستات دخیل بسته نگاهم

من همون رونده از آدم روسیاهم بنده کوچیک راهم

مونده رو تن فردا بلور شیشه دستات

من با تو ام تو با من تو حریر نیلوفر چشمات

خدای نیلوفری دوست دارم با تو بمونم با لبای کویریم از تو بخونم

خدای نیلوفری میشه روبه روم بشینی حرفای نگفتمو تو چشام زلال ببینی؟!

دل من گرفته از من بخدا که رو سیاهم

دل تو خیلی بزرگه به دلت بسته نگاهم

 

خداحافظ به شرطی که بفهمی تر شده چشمام

تا بعد زیر نور ماه در امان باشی

+ نوشته شده در  یکشنبه پانزدهم اردیبهشت 1387ساعت 13:41  توسط فائقه تاجیک | 
گاهی وقتا که فوتبال میبینم،گاهی وقتا که به طرفداری های بی مورد از جانب خیلیها به یه کساییُ میبینم،گاهی که به بی عدالتی فکر میکنم

یه جورایی از تعجب ساکت یه گوشه میشینم و ملت و مبهوت به این طرف و اون طرف نگاه میکنم!

آخه میدونی اصولا کلمه"طرفداری" خودش یک معنای خاص داره!

طرفداریه تا بجا هم خودش یک معقوله ی جداییه!

تهمت زدن و مسخره کردن و خراب کردن دیگران هم اصلا یه چیز دیگه ست.!!!

اما فقط یک لحظه فکر کن که این سه تا باهم قاطی بشه!

فقط یک لحظه به این فکر کن که"طرفداری" معنیه حقیقیه خودشو از دست بده!!!

نمی دونم این دنیا،این زمان، این دوره ،این زمینی که ما روش زندگی میکنیم این طوریه!؟!

نمیدونم چرا هر روز اکسیژن داره کم میشه و ما کینه و تهمت و دروغ استشمام میکنیم.

چرا باید توی هوای کثیف خودخواهی و خودبینی نفس بکشیم؟؟؟؟؟!!!!

من حتی نمی دونم بعضی از خبر گزاری ها کی؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟دست از کارای بچه گانه و مسخرشون بر میدارن؟!

به اسم حمایت به افکار و عقاید دیگران حمله ور میشن و هرچی میخوان میگن.

ولی اینا مهم نیست

مهم خدای ماست که جای حق نشسته.

مهم ماییم که همیشه کنار رادیوی محبوبمون و برنامه سازاش و مدیراش "شنیده میشیم"

رادیو دوست داشتنیه ما رادیو جوان

ما باهم حلقه ی دوستیه محکم و بزرگی داریم که تا آخر باهمیم.

ما هستیم تا روزی که حلقه وب هست

تا روزی که شنیده بشیم

(البته اگهبرخی از .....نیوزها و گروهها و حزبها اجازه بدن)

برای اعتراض به خبرهای  رجا نیوز .........

ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

درسته که ایران فقط تهران نیست اما با این حال

این روزا نمایشگاه کتاب یادتون نره.توی نمایشگاه یه سری هم به غرفه رادیو جوان بزنید مقابل شبستان اصلی درب ۱۲ خیابان خرمشهر

یــــــــــــادگـاری:

پس از عمری، هنوز ای جان، به یاری زنده می دارد

نسیم اشتیاق من، چراغ انتظارم را

خزان زندگی از پشت باغ جان من برگشت

که دید از چشم در لبخند شیرین بهارم را

من از لبخند او آموختم درسی،که نسپارم

به دست نا امیدی ها،دل امیدوارم را

هنوز از برگ و بار عمر من یک غنچه نشکفته ست

که من در پای او میریزم اکنون برگ و بارم را

 

تا بعد زیر نور ماه در امان باشی

+ نوشته شده در  شنبه چهاردهم اردیبهشت 1387ساعت 20:58  توسط فائقه تاجیک | 
توی هیاهوی دنیا،توی شلوغی خیابونا،توی زندگی،دقیقا همون وقتایی که بی تابی!

وقتایی که حتی نگاه کردن  ادما بهت هم خسته ات میکنه

وقتایی که میخوای خالی از تلاطم باشی بدون خشونت،میخوای حتی دور از سیاست مسخره روز باشی

 همون وقتایی که از بی عدالتی خسته میشی

یه چیزایی هست که ارومت میکنه.یه چیزی هست که همه ی غمهاتو از یاد میبره و انرژی بهت میده.

یه چیزی که حس کنی بهت دروغ نگه،یه چیزی که باهت رو راست باشه

شاید یه چیزی مثل رادیو....

رادیو ای که هنوز که هنوزِ بین این همه رسانه های جور واجو،باز هم طرفدارایی داره که باهاش زندگی میکنن.

رادیو ای که قصه ی شبش لالایی خیلیها بوده.

رادیو ای که همیشه هست تا سکوت نباشه.اینکه گوش کنیم و دل بسپریم.

 

اینم یه بهانه برای سالگرد رادیو....

رادیو دوست داشتنی من

۶۸ سالگیت مبارک

 

یادگاری:

گوش کن،جاده صدا میزند از دور قدمهای ترا.

چشم تو زینت تاریکی نیست.

پلکها را بتکان،کفش بپا کن و بیا.

وبیا تا جایی،که پر ماه بهدانگشت تو هشدار دهد

و زمان روی کلوخی بنشیند با تو

و مزامیر شب اندام ترا،مثل یک قطعه آواز به خود جذب کند.

پارسایی است در آنجا که ترا خواهد گفت:

بهترین چیز رسیدن به نگاهی است که از حادثه ی عشق تر است.

 

تا بعد زیر نور ماه در امان باشی

+ نوشته شده در  چهارشنبه چهارم اردیبهشت 1387ساعت 18:11  توسط فائقه تاجیک | 
شرمنده ام ،گفته بودم دست بر دیوار دور آن ور دریا میزنم و تا هزاره شمردن چشم می گذارم

گفته بودم غبار قدیمی تقویم را از شیشه های شعر و خاطره پاک میکنم

گفته بودم صدای سرد سکوت این سال ها را با سرود ستاره برهم نمی زنم،اما دوباره دل دل این دل در مانده تو را میان سایگاه کتاب و کاغذ کرد

هی همسفر همیشه تنهایی ام،در این شام تولدم بگذار

تا امواج رادیو هم گزینه ای از آروزهای دور و نزدیک من باشد

بگذار صدای جوانی را امشب هزاران بار رساتر،هزاران بار عاشق تر بشنوم

بگذار امشب یک بار دیگر کنار امواج جوانی ببارم

بگذار امشب نیز"صدای جوان ایرانی"لنگرگاه دلتنگی هایم باشد

یـــــــادگـاری:

من از تبار غزل های سهل و ممتنع ام....

 

 

(قسمتی از نوشته ی بالا برای اقای سینا میباشد)

تا بعد زیر نور ماه در امان باشی

+ نوشته شده در  شنبه بیست و چهارم فروردین 1387ساعت 19:25  توسط فائقه تاجیک | 
بنام هنرمند مطلق

سلام

یه سلام بهاری به همه شما بهاردوستانروزهای بهاریتون خوش.امیدوارم قدر این سال جدید که نوروزش مثل باد تموم شد بدونیم.واز بقیه ایام لذت ببریم

اینبار اومدم که:

تشکر کنم از همه دوستانی که عید امسال تنهامون نذاشتن و با ما بودن و انواج جوونی رابط بین ما و اونها بود.

میخوام تشکر کنم از بچه های دو هفتا سیزده تاکه صبح ها باما بودن.از بنفشه رافعی عزیزاشکان صادقیامین نبی اللهیانوشه میرمجلسیلیلی گلدیسنسیم رفیعیرضا افتابیو...

میخوام تشکر کنم از مهدی شاهرضاییاز مهران دوستیاز خانم واعظ پورکه در نبود اقای دوستی نشانی بهار بهمون نشون داد.

من تشکر میکنم از کسایی که باعث شدن ۲۶۰ دقیقه ارتباط بین ما و کاظمین و کربلا صورت بگیره.از دکتر گیل ابادیاقای حسینیاقای دوستیاز گزارشاتی که فرستادن،از شعرایی که برامون خوندن و قلبمون پر کشید.

از علی ضیاکه پخش بود.از سعید پور محمودیاز همه بچه های پخشکه بودن و شبا با ارتباط با عراق دلامون اسمونی کردن.

تشکر میکنم از شبکه ای که نذاشت به مهمونی برم .شبکه نوروزهمیشه راس ساعت میخ کوب میشدم جلو رادیوو لذت میبردم.تشکر میکنم از حامد مرادیانمهدی استاد احمدشکوفه موسویفاطمه صداقتینسیم رفیعیتوفان مهردادیانافشین حسین خانیحسن صنوبری

تشکر میکنم از شبهای بهاری که سبزی شبها رو کنار سفیدیش بهم یاد داد.از حامد جوادزادهسعید پور محمودیتشکر میکنم از وحید جلیلوندکه با اون صدای قشنگش ما رو با نهج البلاغه اشتی داد.از محمد صالح علا که فهمیدم خیلی بیشتر از اونی که فکر میکردم دوسش دارم.

تشکر میکنم از همه مهمونامون که وقتی خونمون بودن رادیو جوان ُ هم گوش دادن چون رادیوم همیشه روشن بود.

تشکر میکنم از همه بچه های حلقه ی وب همین جوری!!!!

تشکر میکنم ار خودم که همه جا تبلیغ رادیو جوان کردم

تشکر میکنم از دکتر گیل ابادی چون حرفاشون خیلی چیزا یادم داد.

تشکر میکنم از همه صدابردارهاتهیه کنندها فریبرز گلبنعلیرضا محمدنیاخانم شیخ زادهو...

از حسن معینکه با صدای قشنگش یاد هفت شنبه رو زنده کرد.

از فرزاد محمدی

تشکر میکنم از مهدی زریباف عزیزکه برنامه بسیار قشنگی موقع سال تحویل داشت.از نیما رئیسیفرزاد حسنیاز فرشید منافی که کیش بود و ما صداشو ۱بار دیگه از رادیو جوان شنیدیم. از مجتبی امیری

تشکر میکنم از رادیو جوان که باعث شد از این همه آدم تشکر کنم

از بچه های ذهن برتر

تشکر میکنم از بچه های راه و ترابری،خانواده ها،امداد خودرو ایران-سایپا،وسایر بستگان

و تمامی عزیرانی که در ساخت این مجموعه ما را یاری کردند

تشکر میکنم از شما که این آپُ خوندید.

رادیو جوان امسال ضد تهمت ضد غیبت

رادیو خوب شروع کرد امیدوارم خوب هم باقی بمونه

یـــــــــادگـاری:

از صدای سخن عشق ندیدم خوش تر

یادگاری که در این گنبد دوار بماند

 

تا بعد زیر نور ماه در امان باشی

+ نوشته شده در  جمعه شانزدهم فروردین 1387ساعت 13:2  توسط فائقه تاجیک | 
میخوام فکر کنم.دلم میخواد همه ی هیاهوی اطرافمو کنار بذارم و فقط فکر کنم.

هر اومدی یه رفتی داره!هر آغازی یه روز تموم میشه

و هر پایانی آغاز شروعی دوباره ست.

وقتی سلام میکنی باید منتظر یه خداحافظی هم باشی!

گل دادن شکفتن سبز بودن رفتن خشک شدن همه قانون زندگیه.

فروردینو همیشه آغاز عشق میدونم. فروردین همیشه برام معنیه صداقت و پاکی میده.

آغاز شادی! بهار آغاز مهر و دوستیه.

بهار اومدنشو با درختا و شکوفه ها و بوی خوشش مژده میده چون میدونه آدما چقدر دوسش دارن!بهار زیباییشو نشون میده چون میدونه زیبا همیشه زیباستو هر زیبایی از بهارِ

"و بهار از خداست."

فروردین میاد تا یادبگیریم دوست داشته باشیم.

اردیبهشت با شکفتن جوونه ها زندگی دوباره توی خونمون جاری میکنه

خرداد نماد گرما و انرژیه.

الان همه چیز اومدن بهار انتظار میکشه

بهاری که دلای خسته ام دوسش دارن

بهار مبارک

عید امسال رادیو جوان یادتون نره!

موقع سال تحویل برای همه دعا کنید

یـــــــادگـاری:

شیشه عطر بهار لب دیوار شکست

و هوا پر شد از بوی خدا

دیدنش آسان است

سخت آن است که نبینی او را

 

تا بعد زیر نور ماه در امان باشی 

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه یکم فروردین 1387ساعت 1:18  توسط فائقه تاجیک | 
 
صفحه نخست
پست الکترونیک
آرشیو
درباره وبلاگ
حالا که امدی سلام!
من فائقه هستم!
ممنون از اینکه اومدی
اینجا می تونی هر چی دلت می خواد بگی!



حالا که می روی خدا حافظ!!!!!!!!!!!!!!

پیوندهای روزانه
هستم
دکتر گیل ابادی
آرشیو پیوندهای روزانه
نوشته های پیشین
تیر 1387
خرداد 1387
اردیبهشت 1387
فروردین 1387
اسفند 1386
بهمن 1386
دی 1386
آذر 1386
آبان 1386
مهر 1386
شهریور 1386
پیوندها
شنیده می شوید
شریعت از نگاه تازه
هامش(حامد مرادیان)
رویا صدا (سعید پورمحمودی)
نوشته جات(حامد جوادزاده)
انکارما(میثم فکری)
عبید شاکی(رضا ساکی)
به نام نامی او(دکتر امینی)
یه شنونده(اقای حسینی)
دیگه(مجتبی امیری)
یک سبد ترانه(رضا عزتی)
آبیانه ها(نادر ختایی)
وصال سبز(فرهاد مجلسی)
به هیچ عنوان(مهدی استاد احمد)
شبستانه(عباس محمدخانی)
بید مجنون(فاطمه صداقتی)
انجا تهران است -رادیو جوان
کوچولو می نویسد
رادیو جوان انلاین
شهد زندگی
رادیو+جوان=رادیوجوان!
رد پای باران
منو رصد کن! من ستاره ی دنباله دارم.
جنون والقلم
هفتایی ها و فرزاد حسنی
قرار شبانه
عشق حقیقی
دل نوشته ها
درد و دلهای من
سیب نقره ای
استاد سینمای ایران
ارزوی سندس
چشمه ی فیروزه ای خدا
می نویسم تا عشق
صداهای اشنا
اینجا رادیوست رسانه زندگی
جوانی کن فقط با 88.1مگاهرتز
غزل ناب جوانی
طپش جوانی
نسلی از نوع جوان
صدا صدای جوانی جوان جوان ایرانی
جوانان رادیو جوان
حس ششم
اثر انگشت
هنر هفتم
دلم گرفت
خورشید بانو
درد و دلهای عاشقونه ی من
هواداران رادیو جوان
ساز مخالف
زندگی من
متفاوت اما دوست داشتنی
انعکاس رویا
نشونی به وقت امروز
رادیو جوان
یک سبد ترانه
بودای طلایی
سندس سبز
وایستا همین جاست!شبکه رادیویی جوان
چشم سوم
ارکیده ی تنها
صدای جاودان شبکه جوان
شبستانه پود کست
آتنه فقیه نصیری
رادیو جوون
زندگانی
حوا
حمید محمدی
گل یاس
گل ارکیده
دل نوشته های بارانی
عشق خیالی
سارا جون
محمد جواد عبدی
آری اغاز دوست داشتن
صدای پشت دیوار شنیدنی است
سلام حضرت عاشق
تمنا
رازمهر
عشق اسمونی
باران عزیز
دوستانه
به آسمان نگاه کن
 

 RSS

POWERED BY
BLOGFA.COM

طراح قالب
دیجیتال کیوان